۱۳۹۳ تیر ۱۲, پنجشنبه

آقای خامنه ای، اگر امام زنده بود

> سید احمد شمس
http://sahamnews.org/1393/04/262299/
در خبرها آمده بود که آقای خامنه ای در پاسخ آقای علی مطهری مبنی بردرخواست رفع حصر خانگی از آقایان مهندس موسوی و مهدی کروبی اظهار داشته اند :
(من قبلا درباره بصیرت صحبت کرده‌ام و این که نباید راه شهدا و راه انقلاب را گم کنیم. جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند. اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعا شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به اینها ملاطفت کرده‌ایم)

در پاسخ به این اظهارات آقای خامنه ای لازم دیدم ، چند پاسخ به عنوان جزئی کوچک از دریای بیکران مردمی که قطعا از این سخنان و رفتار ایشان ناراضی بوده ، در این نوشتار ارائه نمایم و از تمامی اندیشمندان و دلسوزان کشور درخواست نمایم ، با مراجعه به حافظه تاریخی و درد دل های بیست و پنج ساله خود ، و خساراتی که در این مدت بر سر انقلاب و کشور آمده ، این نوشته را تکمیل نمایند .
آقای خامنه ای ، اگر امام زنده بود
اولا فرصت برای رهبری شما که با اجتهاد فرسنگ ها فاصله دارید ، فراهم نمی شد ، و ثانیا در اجلاسیه مجلس خبرگان ، با ترفندهای عناصر سیستم امنیتی ، در هنگام تنفس آن جلسه ، با ترسانیدن نمایندگان مجلس خبرگان ، که ما در حالت نه جنگ و نه صلح قرار داریم و اگر یک رهبر واحد و نه شورای رهبری انتخاب نشود ، عراق پشت مرزهای کشور در حال آماده باش و شنیدن خبر تعیین رهبر بعدی است ، تا در صورت عدم ثبات در کشور با کمک آمریکا ، حمله نماید ، و نیز برخی ادعاهای خلاف واقع در آن جلسه که امام بر جانشینی شما تمایل داشتند ، هرگز شرائط رهبری برای شما مهیا نمی شد .
اگر امام زنده بود ؛
به آقای محمدی عراقی حکم نمایندگی خود در سپاه را نمی داد ، کما این که چند سال بعد از شهادت شهید محلاتی از اعطای این حکم به او استنکاف ورزیدند و وی تحت عنوان سرپرست نمایندگی امام در سپاه مشغول فعالیت بود ، و وقتی در اواخر حیات امام ، خدمت ایشان رسیده و تقاضای صدور حکم برای خود می نماید ، امام می فرمایند که تا هفته آینده تکلیف نماینده خود در سپاه را مشخص خواهم کرد ، سپس این حکم را برای آقای عبد الله نوری صادر می نمایند ، امام در پاسخ به برخی افراد دلیل عدم صدور حکم برای آقای محمدی عراقی را ، بیم نفوذ افکار پدر همسر وی یعنی آقای مصباح یزدی در سپاه ذکر می نمایند ، امری که بلافاصله پس از ارتحال امام اتفاق افتاد و شما با صدور حکم برای آقای محمدی عراقی به عنوان نماینده خود در سپاه ، به این دغدغه امام توجه نکرده و هم چنان این نهاد را گرفتار افکار منحرف و گمراه این فرد و فرقه ی او ساختید ، تا آن جا که با ظهور افرادی مثل احمدی نژاد با حمایت وی ، مسیر انقلاب ، از سمت و سوی اصلی خود خارج شد .
اگر امام زنده بود ؛
هرگز موسوی ها از صحنه سیاست و قضاوت کنار زده نمی شدند تا قدرت به دست کسانی مثل شما و علاقمندان و هم فکران شما بیفنتد که توان اداره یک نانوائی را هم ندارند ، و نتیجه بیست و پنج سال مدیریت معیوب آنان در عرصه داخلی و خارجی ، و اوضاع نابسامان اجتماعی کشور ، آشکار است.
اگر امام زنده بود ؛
جناح راست برای همیشه از صحنه سیاسی کشور حذف می شد ، کما این که شکست سنگین این جناح در مجلس سوم با اشاره های غیر مستقیم امام ، به دلیل سنگ اندازی در مقابل دولت مهندس موسوی ، شکل گرفت ، و پس آن آقای محمد یزدی ، سرسلسله این جناح در مجلس دوم و نائب رئیس وقت مجلس دوم ، پس از این شکست سنگین ، در انتخابات مجلس از تهران و انتخابات میاندوره ای خبرگان از خراسان ، با بی حوصلگی در جلسات جامعه مدرسین شرکت می نمود ، و نوعی سرخوردگی و در رفتار وی کاملا مشهود بود ، و امام از باب مولفة بین قلوبهم ، پس از استعفای آیة الله صافی گلپایگانی ، به وی حکم عضویت در شورای نگهبان داد تا او در پاسخ به امام بنویسد : از شما متشکرم که من را از ذنب کبیره ی انزوای از انقلاب نجات دادید ، اما جنابعالی پس از ارتحال امام با انتصاب وی به ریاست قوه قضائیه ، و برخی اقدامات دیگر از این دست ، جانی دوباره به این جناح شکست خورده و طرد شده توسط امام و ملت دادید تا عقده های خود را در این بیست و پنج ساله و به خصوص در سال ۸۸ با ترفند و تقلب و …. بگشایید .
اگر امام زنده بود ؛
هرگز نظارت استصوابی و بازی با آبروی افراد با اتهاماتی نظیر عدم التزام به اسلام و سوء شهرت و …. توسط شورای نگهبان اتفاق نمی افتاد و قداست این نهاد در حد مدافع یک جناح در منازعات سیاسی و بانی تقلب های گسترده در انتخابات ها ، تنزل پیدا نمی کرد .
اگر امام زنده بود ؛
زمینه برای مرجعیت شما با جنجال آفرینی و تحصن عده ای از اعضای لشکرهای ۱۷ علی بن ابی طالب و ۲۷ محمد رسول الله ، در جلوی جامعه مدرسین در سال ۷۳ فراهم نمی آمد تا برخی از طلاب جوان آن روز مانند آقای ماندگاری که امروز جزء قرارگاه عماریون هستند ، با مراجعه به منازل برخی علما ، با ترفندهای مختلف و ماخوذ به حیا شدن ایشان ، جهت اثبات اجتهاد شما ، از آنان دست خط بگیرند و البته که عده ای هم بر سینه ی درخواست کنندگان برای صدور اجتهاد شما ، دست رد زدند ، همگان می دانند که برخی علما ، آن زمان برای تداوم انقلاب ، که آن را میراث مقدس امام خمینی می شمردند ، حاضر شدند علیرغم اعتقاد قلبی برای شما گواهی اجتهاد صادر نمایند ، نکته ای که امروز قطعا در صورت مراجعه مجدد به ایشان ، با توجه به عملکرد بیست و پنج ساله شما ابدا اتفاق نخواهد افتاد ، چرا که آن زمان ، با ملاحظه سابقه اجرائی و تجربه شما ، می توانستند از عدم تسلط شما بر امور علمی و فقهی چشم پوشی نمایند ، اما امروز که عدم مدیریت و بی تدبیری شما در عرصه داخلی و خارجی بر همگان عیان شده ، این چشم پوشی معنائی نخواهد داشت .
نا گفته نماند که آقای محمد یزدی که در آن زمان ریاست قوه قضائیه را با الطاف شما به دست آورده بود ، با دفاع همه جانبه در نماز جمعه و جلسات جامعه مدرسین در تاییدیه شما نوشت : خدایا تو شاهدی که اگر من در این مقام هم نبودم چنین می نمودم ، که ذکر سابقه تاریخی ایشان و نجات از ذنب کبیره ی انزوای از انقلاب ، صحت یا سقم این ادعای ایشان را روشن می نماید .
اگر امام زنده بود ؛
قطعا همان گونه که در اختلافات میان شما و آقای مهندس موسوی ، در مقاطع مختلف ، در دهه شصت ، همواره جانب آقای مهندس موسوی را می گرفت ، و شما را به دلیل روحیه زیاده خواهی و جاه طلبی ، به حرکت در مسیر قانون توصیه می نمودند ، امروز هم در اختلاف بزرگ سال ۸۸ ، بدون تردید حق را به آقای موسوی می داد ، اما افسوس که در سال ۸۸ دو طرف دعوا حضور داشتند اما داور حضور نداشت و یک طرف دعوا ، خود در جایگاه داور نشسته بود ، آن هم طرفی که همیشه از سوی داور بازنده اعلام می شد ، و طبیعی است که نتیجه داوری جز حصر و سرکوب و کشتار و تجاوز نخواهد بود .
سال ۸۸ سالی بود که مهندس موسوی و به دلیل نبودن امام تنها شد ، و روحیه کینه جوئی و جاه طلبی شما ، به دلیل عقده های فروخفته در زمان حیات امام ، که امکان هرگونه حرکت غیر قانونی و زیاده طلبی را از شما گرفته بود ، پس از ارتحال ایشان فوران کرد و دامان یاران و اطرافیان امام را گرفت ، و تا مدت ها ایشان را خانه نشین کرد تا آن که که این عقده در سال ۸۸ با حیله ای بزرگ خود را هویدا نمود و در سال ۸۸ منجر به حصر نزدیک ترین یاران ایشان یعنی آقایان مهندس موسوی و مهدی کروبی شد ، بلکه گوشه ای از عقده های فروخفته ی شما در حمایت امام از مهندس موسوی را با این اقدام کینه جویانه ی شما ، التیام بخشد .
اگر امام زنده بود ؛
زمینه ای برای به قدرت رسیدن امثال احمدی نژاد و جو لان دادن افرادی نظیر مصباح یزدی که هرگر در تحقق نهضت نقشی نداشته و هیچ زحمتی برای انقلاب نکشیده و سابقه حضور در جبهه های جنگ را نداشته اند ، فراهم نمی شد ، و انقلاب به دست صاحبان اصلی آن اداره می شد ، نه آن که با بی تدبیری شما ، انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیفتد .
روزگاری که نظر احمدی نژاد به شما از یار دیرین امام یعنی آقای هاشمی نزدیک تر باشد ، و مصباح یزدی که امام خوف نفوذ افکار او در سپاه را داشتند ، توسط شما ، به غلط مطهری زمان لقب گیرد و موج نفوذ و انحراف او تمام کشور را فرا گیرد .
اگر امام زنده بود
هرگز اجازه ورود سپاه به فعالیت های سیاسی را نمی داد ، همان گونه که چه در زمان حیات خود این اجازه را نداد ، و چه در وصیت نامه سیاسی الهی خود ، به نیروهای مسلح توصیه نمود از ورود به سیاست و منازعات پیرامون آن بپرهیزند ، اما شما با زیر پا گذاشتن این سیره عملی و توصیه ایشان ، با استدلال های غیر منطقی ، باعث ایجاد رویه ناصوابی در کشور شدید ، که زمینه بروز کودتای انتخاباتی ، سیاسی ، اقتصادی ، توسط این نهاد در عرصه های مختلف فراهم آید و با جنجال آفرینی و بحران سازی در داخل و خارج کشور ، سودای مدیریت کشور و بلکه جهان را در سر بپروراند ؛ و در کشور و منطقه و جهان ، آتش جنگ و بحران را بیفروزد ، و یا به قول آقای هاشمی به کمتر از کل کشور راضی نباشد .
و اما در خصوص بصیرت ؛
همواره در این سال ها از بصیرت سخن گفته اید ، اما مشخص شد که چه کسی با بصیرت است ، در نمازجمعه خونین ۲۹ خرداد سال ۸۸ اظهار داشتید برخی رئیس جمهور را به دروغ به رمالی و کف بینی متهم کردند ، اما بعد ها بر شما همین امر ثابت شد که احمدی نژاد مملکت را با رمالی و کف بینی اداره می کرد و سایر انقادات آقایان مهندس موسوی و مهدی کروبی ، از دولت وی ، دقیقا ، جمله به جمله ، بعدها از حلقوم اطرافیان و طرفداران شما ، بیرون آمد ، پس حالا بگوئید که چه کسی با بصیرت است ؟ کسی که زودتر از شما خطر احمدی نژاد را تشخیص داد یا شما و اطرافیانتان ؟ !!
بار ها گفته اید : این عمار؟
مراجعه ای کوتاه به تاریخ انقلاب و صحیفه نور مشخص می نماید که عمار واقعی امروزه کسانی جز آقایان مهندس موسوی و مهدی کروبی نیستند و بصیرت واقعی را بایستی در این جا جستجو نمود ، پس همان گونه که قبلا در ماجرای احمدی نژاد به خطا رفتید ، این جا هم لطفا مسیر را به خطا به اطرافیان و علاقمندان خود نشان ندهید ، که بصیرت واقعی در سخنان آقایان مهندس موسوی و مهدی کروبی در سال ۸۸ تبلور یافت و عمار واقعی همانا این دو بزرگوارند.

۱۳۹۳ تیر ۸, یکشنبه

ضرورت تلاش اندیشمندان و نخبگان برای نهادینه شدن اخلاق در جهان

ضرورت تلاش اندیشمندان و نخبگان برای نهادینه شدن اخلاق در جهان

> سید احمد شمس
دو تصویر زیبا در فضای مجازی توجهم را به خود جلب نمود تا دست مایه ی نگارش این سطور شود ، و خرسندی از این که خوشبختانه اذهان اکثریت مردم دنیا و کشورهای منطقه ، با آن چه این روزها به دلیل جنگ های فرقه ای و قومی در جریان است ، تفاوت اساسی دارد.

علیرغم پیشرفت هائی که در زمینه تکنولوژی و علوم و فنون و نیز افزایش آگاهی های عمومی و تفکر بشری در قرن بیست و یکم شاهد آن هستیم ، و انتظار می رود در عصر حاضر ، هم گام با این پیشرفت ها ، دنیا با مسئله ای تحت عنوان اختیار و آزادی افراد در انتخاب تفکر و دین و مذهب کنار آمده باشد ، و هم چون قرون گذشته ، داشتن عقیده و مذهب و دین ، و یا تعلق به قومیت و نژاد خاص ، باعث آزار و اذیت و حتی گرفته شدن جان عده ای نشود ، اما متاسفانه هم چنان این جاهلیت ، در عصر حاضر هم ، گریبان گیر جوامع مختلف بشری بوده و هست .
نگاه و حس برتر بودن یک دین و یا یک مذهب نسبت به سایر ادیان دیگر ، فقط خاص منطقه خاورمیانه نبوده و در بسیاری از کشورهای دنیا ، جریان دارد و همین تفکر باعث ایجاد گروه های تبشیری فراوانی در تمامی نقاط دنیا شده ، تا در فضای مجازی ، یا به صورت مواجهه های حضوری ، و گاه مکاتبه ای و نیز ایجاد شبکه های تلویزیونی ، برای گرویدن پیروان سایر ادیان به دین مدنظر آنان ، تلاش فراوانی صورت گیرد و جهت نیل به این هدف نیز از مشوق های زیادی بهره گرفته شده و با سخنان زیبا و آراسته ، نسبت به تبلیغ دین یا مذهب خاصی از روش های مختلف تبلیغی استفاده می گردد.
هم چنین عده ای دیگر در مقابل ، با تحقیر و تخریب دیگر ادیان و مذاهب و پیروان ایشان ، و یا با استفاده از تعابیری چون منحرف ، گمراه ، رافضی ، جعلی ، دروغین ، تحریف شده ، و … ، پیروان سایر ادیان و مذاهب را تکفیر نموده و گاه با اعمال خشونت ، در صدد کشتار و نابودی آنان بر آمده و یا اقدام به بازداشت و زندانی نمودن آن ها می نمایند .
من لازم می دانم پیش از طرح مبحث اصلی ، اذهان شما را به واقعیتی انکار ناپذیر جلب نمایم ، که بدون شک بیش از نود و پنج درصد مردم دنیا ، معمولا پیرو دین و یا مذهب آبا و اجدادی خود هستند و درصد بسیار ناچیزی از آنان ، پس از رسیدن به بلوغ فکری ، با بررسی و تحقیق ، به دین یا مذهبی ، غیر از دین پدری خود روی می آورند ، پس نباید از این حقیقت غافل بود که چه بسا کسانی که امروز ، دین خود را برتر می شمارند و با اقدامات تبشیری و یا تکفیری ، در صدد اثبات حقانیت دین خود و باطل بودن سایر ادیان هستند ، اگر در خانواده ای دیگر متولد می شدند ، امروز خود نیز به همان دین گرایش داشتند ، لذا نبایستی هیچ کس را در دنیا ، به صرف داشتن عقیده یا تفکری مقصر دانست ، و یا گاه با تفتیش عقائد در صدد نابودی او بر آمد.
Shie-Sonni-Saham-news
در نتیجه نباید از این حقیقت غافل شویم که تبشیر و تکفیر ، روش های منسوخ شده ای هستند که امروز کارکرد خود را از دست داده اند ، و بی شک فرجامی نداشته و نهایتا محکوم به شکست می باشند ، امری که امروزه با کمال تاسف ، حتی توسط برخی از مدعیان روشنفکری در بعضی از کشورهای پیشرفته دنیا ، با اقدامات تبشیری و صرف هزینه های فراوان ، با روش های مختلف تبلیغی و مشوق های گوناگون ، و نیز با استفاده از نقاط ضعف و کمبودهای پیروان دیگر مذاهب و ادیان ، جهت گرویدن ایشان به آئین مد نظر ، صورت می گیرد ، و در بسیاری از موارد ، این گرایش ها ، به دلیل همان نقاط ضعف ، به صورت مقطعی و کوتاه مدت بوده و تداوم نداشته و پس از گذشت مدت زمانی ، اگر چه ممکن است فرد تظاهر به آن دین نماید ، اما قلبا تمایل چندانی به آن آئین نخواهد داشت ، و حتی نمونه های بسیاری مشاهده شده که برخی از افراد ، در همان ابتدا ، پس از دریافت کمک های مالی ، بلافاصله از آن دین روی گردان شده اند ، و هم چنین تکفیر و منحرف خواندن پیروان دیگر ادیان ، که امر مشمئز کننده ای بوده و جز جاهلیت بانیان آن ، نشان از هیچ چیز دیگری ندارد.
من معتقدم در عصر حاضر ، فارغ از داشتن هر دین و مذهبی که در حوزه خصوصی و اعتقادات شخصی به آن معتقد و پای بند هستیم ، تنها راه اصلاح جوامع بشری ، دعوت مردم به اخلاق و پای بندی به فضائل و دوری از رذائل است ، که همانا هدف اصلی تمامی ادیان ، و ارسال رسل نیز جز این نبوده است.
واقعا در عجبم از افرادی که تمام تلاش خویش را معطوف به دعوت دیگران برای گرویدن به دین و مذهب خود نموده اند ، و یا افرادی که دیگران را به واسطه اعتقاد به دین و مذهب دیگر ، نکوهش نموده و حتی گاه آنان را مستوجب مرگ می دانند.
پس چرا با وجود ادیان و مذاهب متعدد ، جوامع بشری هم چنان از بی عدالتی و ظلم و ستم و ….. رنج می برند؟ و در همین دهه های اخیر شاهد وقوع انواع جنایات ، توسط پیروان ادیان مختلف در کشورهای گوناگون بوده ایم ؟ ، نسل کشی و جنایاتی که توسط صرب های مسیحی مذهب انجام گرفت و یا جنایاتی که توسط صهیونیست های یهودی مذهب صورت می گیرد ، و یا جنایات صورت گرفته توسط صدام حسین سنی مذهب و یا داعش مدعی مذهب اهل سنت و هم چنین بشار اسد علوی مذهب و حاکمان شیعه مذهب در ایران و عراق ؟!! ، پس صرف گرایش به هر دین و مذهبی ، باعث مصون شدن افراد از خطا و جنایت نخواهد گردید.
Shie-Sonni-Saham-News
لذا بدون تردید بایستی تلاش خویش را برای گسترش اخلاق در تمامی جوامع بشری معطوف کرده و سعی نمائیم انسانیت را وجهه همت مردم قرار دهیم و از هر گونه اقدامات تبشیری و تکفیری پرهیز نمائیم.
من مخالف بحث های علمی میان اندیشمندان ادیان و مذاهب مختلف نیستم ، چرا که بحث های علمی و نظری ، امری ضروری برای بالندگی و رشد و ارتقاء افکار مراکز علمی و دینی می باشد ، اما قطعا این مباحث ، بایستی میان علما و بزرگان ادیان و مذاهب و در محیط علمی ، با تکیه بر مدارک و مستندات علمی صورت پذیرد ، و نتیجه ی آن به آگاهی عموم برسد ، نه آن که این مباحث میان عوام و افراد نا آگاه از پیروان ادیان مختلف ، بدون توجه به مدارک و مستندات علمی و صرفا بر اساس شنیده های غیر قابل اثبات انجام شود ، یا به صورت تبشیری و تکفیری ، از سوی برخی ادیان ، برای گرایش دادن پیروان دیگر ادیان ، به سوی خود صورت گیرد.
فضائل و رذائل اخلاقی ، مفاهیم مشخص و مشترکی میان تمامی ادیان و مذاهب ، و حتی اقوام و ملل گوناگون بوده و در موارد بسیار ناچیزی ممکن است جابجائی هائی در آن مشاهده شود ، لذا بارها شده که در موارد مختلف می شنویم که فلان شخص با این که پیرو دین دیگری است ، اما انسان خوب و قابل احترامی است ، این که او انسان خوبی است به چه معناست ؟ یعنی این که او به فضائل اخلاقی پای بند است و از بدی ها پرهیز می نماید .
لذا نیاز ضروری عصر حاضر ، تلاش برای ایجاد جامعه ای بر اساس اخلاق ، صرف نظر از نگاه به دین و قومیت آنان است ، و بدون تردید برای دستیابی به این هدف ، تلاش اندیشمندان و نخبگان از هرگونه آئین و قومیتی ، برای نهادینه شدن اخلاق در تمامی جوامع امری ضروری و انکار ناپذیر است . که با داشتن جامعه ای مبتنی بر اخلاق به هدف اصلی تمامی ادیان نیز دست خواهیم یافت .

۱۳۹۳ خرداد ۳۱, شنبه

وقتی که دفاع از حق و حقیقت دشوار می شود

وقتی که دفاع از حق و حقیقت دشوار می شود
سید احمد شمس
http://sahamnews.org/1393/03/261546/
سالیان دراز، آرزوی دست نیافتنی اکثر ایرانیان ، تشکیل یک حکومت اسلامی بر مبنای عدالت و اجرای احکام دینی در جامعه بود ، جامعه ای که بتواند بخشی از عدالت امام علی(ع) را تحقق بخشیده و حتی المقدور با تبعیض ها و نا برابری ها مقابله نماید .
سخنوران و اهل منبر طی قرن های متمادی از این مدینه فاضله سخن ها به میان می آوردند و تاکید می نمودند که در این مدینه فاضله ، زمامدارن تمام سعی و تلاش خود را خواهند نمود تا نا برابری و تبعیض از جامعه رخت بر بندد و عدالت و مساوات جای خود را به ظلم و ستم دهد .
به همین لحاظ بارها و بارها در طول تاریخ این سرزمین مشاهده می نمائیم که ایرانیان هرگاه روزنه ای برای تحقق بخشیدن به این آرزوی دیرین خود می یافتند ، فرصت را غنیمت شمرده و با مبارزه و جنبش های خود ، سعی در نزدیک شدن به این مدینه فاضله داشته اند و به شهادت تاریخ ، اکثر این جنبش ها رنگ و بوی مذهبی داشته و با سرلوحه قرار دادن قیام امام حسین در مقابله با یزید ، و مبارزه با ظلم و ستم ، جهت تحقق بخشیدن به جامعه آرمانی مبتنی بر عدالت امام علی(ع) و نیز هموار ساختن زمینه ظهور حضرت مهدی(عج) همراه بوده است .
مردم ایران پس از قرن ها تلاش و ناکامی های پی در پی ، نهایتا به این آرزو در سال ۱۳۵۷ دست یافتند و روحانیت شیعه پس از هزار و اندی سال توانست برای اجرا و عمل به آموزه های دینی که طی قرن های متمادی در هزاران جلد کتاب دینی با موضوعات مختلف نگاشته بود ، ابزار و بستر مناسبی را به دست آورد. به تعبیر دیگر ، روحانیت شیعه در آزمون بزرگی قرار گرفت تا جای خود را از منتقد همیشگی قدرت ها و حکومت ها در چند صد ساله گذشته و تبیین تئوری یک جامعه آرمانی و عدالت محور اسلامی به مجری آن گفتارها و اندیشه ها تغییر دهد ؛ جامعه ای که سال های سال از زیبائی های آن به کرات سخن به میان آورده بود.
و سکان این مدینه فاضله و عصاره روحانیت شیعه پس از هزار و اندی سال ، در دست یکی از مراجع تقلید شیعه قرار گرفت. من در این نوشتار بنا به ملاحظاتی قصد ورود به دوران یازده ساله پس از پیروز انقلاب اسلامی را ندارم ، اما بر این نکته تاکید می نمایم که در سال ۱۳۶۸ ، آقای سید علی خامنه ای ، سکان دار جایگاهی شد که روحانیت شیعه پس از هزار و چند صد سال به دست آورده بود و او را درمعرض آزمون سختی قرار داد تا بتواند زحمات بیش از هزار ساله روحانیت شیعه را به منصه ظهور برساند ؛ یعنی او به عنوان عصاره و چکیده روحانیت شیعه ، مجری آرزوهای دیرین ایشان برای تشکیل حکومت دینی و اجرای احکام اسلامی شد .
او که خود از مبارزان پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بود ، در آن هنگام که در قدرت حضور نداشت و بارها طعم تلخ زندان و شکنجه را چشیده بود ، به همرزمان خود نوید داده بود که در جامعه اسلامی هرگز اشک مظلوم بر دیدگان او جاری نخواهد شد. او از یک جامعه اسلامی تصویر زیبائی ارائه نموده بود که حتی کسانی که به مبانی دینی باور چندانی نداشتند ، علاقه مند بودند تا هر چه زودتر زمینه تشکیل چنین حکومتی فراهم شود.
امروز از سال ۱۳۶۸ ، بیست و پنج سال گذشته است ، اما مروری گذرا بر آن چه در این سال ها اتفاق افتاده ، این حقیقت تلخ را آشکار می نماید که متاسفانه نه تنها آن وعده هائی که طی قرن های متمادی از آن سخن به میان آمده بود محقق نشد بلکه در مقایسه با جوامع غیر دینی ، وضعیتی به مراتب هولناک تر در ایران حکمفرما شده است. در عرصه اجتماعی ، آمار فحشاء ، منکرات ، اعتیاد ، طلاق ، بزهکاری ها و ده ها و صدها مشکل دیگر ، و تبعیض ها و نابرابری ها هم چون استیلای عده ای بر ثروت ها و رانت ها و قدرت های مهار نشدنی و …. همه و همه حکایت از حکمرانی کسی دارد که ادعا می نمود در جامعه اسلامی شاهد جاری شدن اشک مظلوم نخواهیم بود .
در عرصه سیاسی نیز از آنچه که از ابتدای حکمرانی او تا به امروز اتفاق افتاده ،صرف نظر می کنیم و فقط به آن چه که در سال ۸۸ رخ داد اکتفا می کنیم ، تقلب گسترده در انتخابات و نیز فرمان سرکوب معترضان با خطبه خونین ۲۹ خرداد ،و نمونه های فراوان دیگر که خود مثنوی هفتاد من کاغذ است و همه ی این ها حکایت از تبعیضی آشکار دارد که در حکمرانی کسی که مدعی عدالت علوی و مساوات میان تمامی اقشار است ، عده ای مصونیت آهنین دارند و با بسط ید به هر عملی که اراده نمایند دست می زنند ،و به هر کس که بخواهند اتهام می زنند و هرگز مورد تعقیب سیستم قضائی و امنیتی قرار نمی گیرند ، چرا که مجیز گوی رهبری اند. اما منتقدان او همواره مورد انواع و اقسام اتهامات قرار گرفته و مکررا شاهد برخورد سیستم های امنیتی و قضائی با آنان با ظالمانه ترین و غیر انسانی ترین روش ها هستیم. آیا علی(ع) هم با موافقان یا مخالفان خود چنین برخورد می نمود ؟ !
بی شک آنان که آگاه به مبانی دینی و باورهای عمیق دینی ومذهبی هستند ، هرگز نتیجه حاصله در سه دهه گذشته را به اسلام و دین منتسب نمی نمایند ، یا حتی روحانیت شیعه را فاقد توانائی لازم در اداره جامعه نمی دانند ، بلکه معتقدند آن چه که امروز در حال وقوع است ، نتیجه عملکرد و مدیریت حکومتی است که آقای خامنه ای طی بیست و پنج سال ، زمامداری آن را بر عهده داشته است. حکومتی که ادعا می نماید در راس آن ولی فقیه و نیابت امام زمان قرار دارد ، اما به یقین مصداق آن یعنی آقای خامنه ای ، به اذعان و شهادت اکثر قریب به اتفاق اهل خبره ، فرسنگ ها با فقاهت فاصله داشته و اولین شرط لازم برای احراز این جایگاه یعنی اجتهاد را دارا نمی باشد ( و سایر شروط یعنی مدیر و مدبر بودن و …. نیز پس از گذشت بیست و پنج سال از زمامداری او با مشاهده وضعیت نامناسب حاکم بر جامعه و عملکرد داخلی و بین المللی وی ، قطعا دچار خدشه گردیده است ) ، حکومتی که نام جمهوری اسلامی را یدک می کشد ، اما از اجرای مبانی اسلامی ، دینی ، عدل و مساوات در این جامعه خبری نیست.
کشتار معترضان به نتایج انتخابات ، در پاسخ به یک سوال ؛ رای من کو ؟ همراه با اعتراض های آرام ، مانند سهراب اعرابی و ندا آقا سلطان و ….. و دهها شهید دیگر جنبش سبز و زندانی نمودن صدها نفر با اتهامات واهی ، و تجاوز به دختران و پسران در بازداشت های غیر قانونی مانند کهریزک ، و شکنجه مخالفان و ترور دگراندیشان در داخل و خارج کشور به شیوه های مختلف ، چه سنخیتی با مبانی دینی دارد ؟ آقای خامنه ای باید بداند که شاید از صدر اسلام تا کنون کسی به مانند او نتوانسته است اذهان مردم داخل کشور و افکار جهانی را به اسلام و نیز مذهب تشیع بدبین نماید .
امروز شیعیان دیگر کشورها پس از وقایع سال ۸۸ ، بارها تاکید کرده اند که ما تا قبل از وقایع سال ۸۸ ، به داشتن حکومتی شیعی در ایران ، که درصدد اجرای احکام واقعی دینی است افتخار می کردیم و در مقابل هموطنان اهل سنت خود و حتی پیروان سایر ادیان احساس سر افرازی می نمودیم ، اما آن چه در این سال ها توسط آقای خامنه ای و احمدی نژاد انجام شد ، مایه شرمساری و سرافکندگی ما در مقابل دیگران شد ، به گونه ای که امکان دفاع از مذهب تشیع هم از ما گرفته شد و ما امروز در اثبات حقانیت خود دچار بحران هستیم .
اگر نگاهی گذرا به آمار ایرانیانی که به خصوص در سال های اخیر از کشور خارج شده اند بیاندازیم ، و حتی برخی از شهروندان داخل کشور ، شاهد تغییر گسترده دین و مذهب در جمع کثیری از آنان خواهیم بود که به مسیحیت یا بهائیت گرویده اند ، و واقعیت تلخ و انکار ناپذیر دیگر ، سست شدن باورهای دینی در جمع کثیری از آنان می باشد.
اهانت به پیامبر اکرم ، قرآن ، و پیشوایان بزرگ دینی ، و به سخره گرفتن باورهای دینی و مذهبی امر رایجی است که به خصوص در فضای مجازی ، با یک کنکاش و جستجوی سطحی هم می توان به نمونه های فراوان آن دست یافت. به تعبیر واضح تر ، متاسفانه امروز مبارزه با دین و ارزش های دینی ، راهکاری برای مقابله با حکومتی شده ، که نام اسلام بر خود گذاشته اما با حقیقت آن فاصله ای عمیق دارد ، همه این ها حکایت از واقعیت تلخی دارد که حکمرانی بیست و پنج ساله اخیر ، مسبب چنین نتیجه ای بوده تا جمع کثیری از مردم را با مبانی دینی دچار فاصله نماید .
امروز باورمندان به مبانی دینی در دفاع از حقانیت اسلام و تشیع ، خلع سلاح شده اند ، و متاسفانه هر گونه دفاع از حقانیت اسلام و تشیع ، حتی با ادله قوی و محکم ، به منزله دفاع از حاکمیت ایران تلقی می گردد ، و هرگز امکان بیان این واقعیت وجود ندارد که اسلام و تشیع واقعی با آن چه امروز توسط حاکمیت ایران اجرا می شود ، تفاوت اساسی دارد ، و این وضعیت حکایت از شرایط بسیار پیچیده ای دارد که دفاع از حق و حقیقت را دشوار نموده است.
مزید بر این علت ها ، جنایاتی است که توسط بشار اسد در سوریه همراه با اعمال تبعیض برای پیروان دیگر ادیان و مذاهب در این کشور انجام می شود ، و حکومت مدعی مذهب تشیع در ایران ، در مقابل اعتراض های مردمی ، در برابر این بی عدالتی ها ، به دلیل منافع خود ، از او حمایت می کند ، و یا بی عدالتی و نا برابری که توسط نوری المالکی که مدعی مذهب تشیع است ، در عراق نسبت به سایر مذاهب و اقوام انجام می شود ، که حتی آیة الله سیستانی نیز اخیرا ادامه حضور دولت فعلی در عراق را به مصلحت ندانسته و خواستار تشکیل یک دولت فراگیر شده اند ، اما حاکمیت ایران هم چنان از این دولت به جهت منافع خود حمایت می نماید. این اتفاقات در این دو کشور زمینه ظهور گروه تندرویی مانند داعش را فراهم نموده که با جنایاتی وصف ناشدنی ، با کشتار دسته جمعی شیعیان بی گناه ، که قربانی بی تدبیری حاکمان ایران و سوریه و عراق می شوند ، سودای حذف تشیع از کره خاکی و نابودی اماکن مقدسه ایشان را در سر می پروارند .
با آن که به یقین اسلام واقعی و تشیع حقیقی ، ارمغانی جز رحمت و شفقت ، و آسایش و آرامش برای جهانیان همراه با عدالت و مردم سالاری حقیقی و دموکراسی واقعی ، به همراه ندارد ، اما صد افسوس که عملکرد حاکمان کنونی ، تصویر نا زیبا و غیر واقعی از حقیقت اسلام و تشیع به نمایش گذاشته است .
این روزها که با ظهور داعش ، بحث از آخر الزمان و ظهور منجی موعود به میان آمده است ، فرصت را غنیمت شمرده ، و چنین نتیجه گیری می نمایم که شاید یکی از دلائل اصلی ظهور حضرت حجت(عج) ، پاک نمون اذعان جهانیان از آن چه که به نام دین و مذهب توسط حاکمان ایران و سوریه و عراق و عربستان و …. ، در حال وقوع است می باشد تا اسلام واقعی و تشیع حقیقی توسط آن حضرت ، چهره واقعی و دوست داشتنی و مهربان خود را به جهانیان نشان دهد ، و چهره خشن و مشمئمز کننده کنونی را از اذهان بزاید.
در روایات مکرر وارد شده که پس از ظهور ، وقتی حضرت حجت(عج) ، اسلام واقعی را به مردم جهان عرضه می نمایند ، و مبانی زلال و حقیقت ناب دین اسلام را ، آن گونه که در واقع هست ، بیان می نمایند ، برخی از علمای سوء ، که تا آن زمان در صدد تفسیر خلاف واقع دین ، مطابق با نفسانیات خود بوده اند ، در مقابل عرضه اسلام حقیقی توسط آن حضرت ، اظهار می دارند که : ” انه یاتی بدین جدید ” ، او ( حضرت حجت ) دین جدیدی را آورده است . یعنی دین و حقیقت اسلام ناب ، توسط این علمای سوء ، آن چنان دچار تغییر و تحول و تفسیر غلط شده که اسلام ناب عرضه شده توسط منجی موعود ، دین جدید تلقی می گردد. من نمی دانم چرا هر گاه این عبارت ” انه یاتی بدین جدید ” در ذهنم متبادر می شود ، بی اختیار به یاد احمد جنتی ، محمد تقی مصباح یزدی ، صادق لاریجانی ، احمد خاتمی و کاظم صدیقی می افتم و احساس می کنم که این سخن از حلقوم این گونه افراد در مقابل امام زمان(عج) بیرون می آید. آن هائی که با آبروی هزاران نفر بازی کردند و به دلیل نپسندیدن سلیقه سیاسی دیگران ، آنان را به عدم التزام به اسلام ، سوء شهرت ، جاسوس و عامل بیگانگان و …. صدها تهمت دیگر متهم نمودند.
به یقین بایستی دلیل به وجود آمدن وضعیت موجود را در عملکرد نا صواب حاکمان کشور در انتساب اعمال و روش های مبتنی بر تمایلات نفسانی آنان به نام دین جستجو نمود که خود مسبب دین گریزی بسیاری از مردم کشور و نیز بدبینی افکار جهانیان به اسلام و تشیع شده است ، امری که ان شاء الله با ظهور مصلح جهانی ، اصلاح خواهد شد .

۱۳۹۳ خرداد ۴, یکشنبه

به بهانه آزادی مهندس بهزاد نبوی مردی که افتخار جنبش سبز است 
در سال 1355 پس از گزارش سازمان عفو بین‌الملل در باره نقض حقوق بشر در ایران ، و مقاله انتقادی تایمز لندن که از اختناق موجود در ایران صحبت می‌کرد، و نیز، افزایش قیمت نفت که نوعی گشایش اقتصادی را بر سر زبان ها انداخته بود و می‌بایست با گشایش سیاسی آن‌را همگام می نمود ، رژیم شاه مجبور به انجام تغییر در فضای سیاسی کشور شده ودر پی این فشارهای بین المللی ، تصمیم به اجرای سناریوئی جهت عادی جلوه دادن این گشایش سیاسی می نماید .
ازطرفی نیز ، طولانی شدن مدت حبس برخی از فعالان سیاسی ، در آن هنگام که دیگر امید بسیاری از آنان نا امید شده بود و هر گز کسی احتمال به ثمر نشستن مبارزات بر علیه رژیم شاه را نمی داد ، و برخی از آنان به حبس های طولانی مدت و ابد محکوم شده بودند ، با تلاش ساواک تعدادی از زندانیان سیاسی تشویق به حضور در جشن سپاس در حضور شاه برای عفو ملوکانه می شوند و این مراسم چندین بار به عنوان تبلیغات رژیم از تلویزیون پخش می گردد .
در این جشن بسیاری از فعالان از طیف های مختلف سیاسی امروز حضور یافتند ، نقل است وقتی تبلیغ کنندگان این جشن در بندهای مختلف زندان ها برای ترغیب زندانیان سیاسی حضور می یابند ، هنگامی که در بندی که شهید رجائی و چریک پیر بهزاد نبوی عزیز حضور داشتند ، وارد می شوند و به وعده و وعیدهائی در خصوص حضور در این جشن می پردازند ، برای یک لحظه شهید رجائی تصمیم به برخاستن از جای خود گرفته تا رهسپار این جشن شود ، اما بهزاد نبوی عزیز پیش از برخاستن او ، دست او را کشیده و مانع بلند شدنش می شود .
حال جای تعجب است از سردمداران حاکمیت ، که از این سرگذشت مطلعند ، چگونه مردی را که در آن فضای ناامیدی ، حاضر به سر خم کردن در مقابل رژیم شاه نشد ، در این سال ها وادار به ابراز ندامت از همراهی با مهندس موسوی نمودند ؟!!!
و چه زیبا از او پاسخ در یافت نمودند که :
من به موسوی خیانت نمی کنم .
چریک پیر و افتخار جنبش جاودانه سبز ، آزادیت مبارک

۱۳۹۳ فروردین ۱۵, جمعه

تحلیلی متفاوت در مورد حزب اعتدال و توسعه ترکیه
به یقین پس از مصطفی کمال ملقب به آتا تورک ، در دهه های اخیر ، رجب طیب اردوغان ، شاخص ترین و موثرترین چهره در پیشرفت و توسعه ترکیه نوین بوده است ، هر چند تمامی اقدامات او در سال های اخیر نمی تواند مورد تایید باشد ، اما او توانسته علیرغم مخالفت های شدید در داخل و خارج کشور ، مدتی نسبتا طولانی و در انتخابات های مکرر و پی در پی ، اعتماد اکثریت مردم ترکیه را به دست آورد و پیروز انتخابات ها باشد .
این روزها با برگزاری انتخابات شهرداری ها در ترکیه ،  و پیروزی حزب اعتدال و توسعه  ( برای چندمین بار در سال های اخیر ) ، مسائل سیاسی این کشور مجددا در کانون توجه ها قرار گرفته است.
برخلاف تصور عمومی که محدودیت های اخیر اعمال شده در ترکیه نظیر فیلتر کردن توئیتر و یوتویوب نیز از محبوبیت این دولت نکاسته و حتی با مراجعه به افکار عمومی ، شاهد حمایت بسیاری از مردم از این دست اقدامات برای کنترل و حفظ حریم جامعه و خانواده ها می باشیم .
البته خظر گسست نسل ها ، خظری است که می تواند در سالیان آینده برای حزب اعتدال و توسعه بحران آفرین باشد ، و در صورت گذشت مثلا ده سال دیگر از زمامداری این کشور و حضور ممتد در اریکه قدرت ، شاید نسل جدید ، درآن زمان ، دچار تغییر نگرش شده و به سمت احزاب مخالف روی آورد ، احزابی که حزب اعتدال و توسعه ، در جهت مخالفت با سیاست های آن ها و برای احیای سنت ها و نماد های ملی کشور خود تاسیس گردید ، و اقبال عمومی را هم تا کنون با خود به همراه داشته است .
از حزب اعتدال و توسعه در رسانه های داخل و خارج کشور معمولا تحت عنوان اسلام گرا یاد می شود ، و بلافاصله با توجه به جریانات داخل کشور و مشابه سازی آن ، اذهان عمومی به سمت اصول گرایان متبادر می شود و با توجه به اقدامات اخیر دولت منتسب به این حزب در هفته های اخیر نظیر فیلتر کردن توئیتر و یوتویوب ، بیشتر،  جریانات تندرو و افراطی اصول گرا در افکار بسیاری از افراد ، تداعی می شود ،   اما من با توجه به حضور چند ساله در ترکیه و ارتباط با لایه های مختلف اجتماعی آن ، و شناختی که از رویه ی این جریان به دست آورده ام ، ترجیح می دهم به جای اصطلاح اسلام گرا برای این حزب ، از لفظ اصلاح طلب ، توسعه گرا و حتی ملی مذهبی استفاده نمایم.
واقعیت آن است که بر خلاف تصور عمومی ، رویکرد این حزب ابدا به سمت اسلایزه کردن ترکیه نبوده است ، بلکه توجه به نمادهای ملی و احیای سنت های گذشته ، بیشتر مورد توجه بوده است ، جالب است بدانید که بسیاری از نمادهای موجود در ترکیه بیش از آن که اسلامی و دینی باشد ، در حقیقت نماد ملی و سنتی می باشند ، از جمله حجاب در این کشور ابدا برخلاف تصور عمومی نماد اسلامی نیست ، و برای اثبات این واقعیت ، وقتی به عمق این حقیقت پی می بریم که در می بابیم که در صد بسیار بالائی از زنان ترکیه که حجاب را رعایت می کنند ، اصلا به فرائض دینی نظیر نماز و روزه پایبند نبوده و حتی برخی از آن ها با همین حجاب در مجالسی نظیر رقص و پایکوبی و ... با استفاده از همین نماد ، حضور فعال و جدی دارند .
در حقیقت مبارزه حزب اعتدال و توسعه ، با احزابی که در گذشته در قدرت بوده اند ، مبارزه با رفع محدودیت ها برای احیای مجدد سنت های ملی بوده است ، رفع محدودیت حجاب در ادارات دولتی و دانشگاه ها هم از همین دست تلاش هائی بوده که این حزب موفق به انجام آن در سال های اخیر شده است.
هم چنین جالب است بدانید که بسیاری از نمادهای به ظاهر مذهبی در این کشور ، بیشتر جنبه ملی و سنتی دارند ، مانند نمازجمعه که اکثریت مردم این کشور از قشرهای مختلف پایبند به آن می باشند و برای برخی از افراد شاید تنها فریضه ای باشد که در طول هفته به جای می آورند ، و همگی خود را مقید به حضور در آن می دانند و برای تسهیل در این خصوص ، هم ادارات دولتی و هم بخش خصوصی 45 دقیقه تا یک ساعت مرخصی را ، برای انجام این فریضه به کارکنان خود اختصاص داده اند ، کارکنانی که بسیاری از آن ها ، هرگز در طول هفته نماز نمی خوانند اما برای نماز جمعه با شوق و شعف ، آماده می شوند .
عید قربان و عید فطر هم از دیگر نمادهای به ظاهر دینی اما در حقیقت ملی و سنتی هستند که همراه با چهار روز تعطیلی بوده و از مهمترین جشن های مردم این کشور محسوب می شوند .
در دولت های گذشته ، با این نماد ها مبارزه می شد و اکنون ، حزب اعتدال و توسعه در صدد احیای این نمادها می باشد و دلیل اقبال مردم به سمت این حزب نیز ، احیای سنت ها و بازگشت غرور ملی و احساسات میهن دوستانه به آنان بوده است .
نا گفته نماند که حزب سعادت به رهبری مرحوم نجم الدین اربکان  که در اواسط دهه هفتاد شمسی در ترکیه به قدرت رسید اما با کودتای نظامیان ، از قدرت کنار گذاشته شد ، شاید تنها حزبی در ترکیه باشد که بتوان نام اسلام گرا بر آن گذاشت ، حزبی که هر چند مورد اقبال نسبی مردم در آن سال ها واقع شد ، اما با تاسیس حزب نوظهور اعتدال و توسعه کاملا از اذهان مردم کنار گذاشته شد و هم اکنون کمتر از در صد محبوبیت عمومی را با خود به همراه دارد .
حزبی که اتفاقا امروز بیش از احزاب مخالف لائیک ، منتقد جدی حزب اعتدال و توسعه و دولت رجب طیب اردوغان است ، چرا که به اعتقاد آنان، دولت رجب طیب اردغان ،  کمتر به ارزش های اسلامی توجه داشته  و در ارتباط با اروپا و آمریکا و نیز اسرائیل افراط نموده و رویه سازشکارانه را در پیش گرفته است .

من معتقدم اگر روزی فرا برسد که تمامی احزاب مخالف و لائیک از صحنه رقابت ها در ترکیه کنار روند و تنها حزب سعادت و حزب اعتدال و توسعه وارد صحنه رقابت شوند ، بی شک آن چه در دهه های اخیر، بین اصلاح طلبان و اصولگرایان در ایران اتفاق افتاده ، در ترکیه نیز روی خواهد داد ، و به یقین حزب سعادت مشی و تندروی اصول گرایان افراطی کشور ما را در ترکیه پیاده خواهد نمود و در صورت پیروزی در یکی از انتخابات ها ، برای همیشه ، امکان حضور حزب اعتدال و توسعه را در انتخابات های بعدی و صحنه سیاسی کشور سلب خواهد نمود .

۱۳۹۲ بهمن ۲۷, یکشنبه

به جمع امضاء کنندگان برای رفع حصر غیر قانونی رهبران عزیز جنبش سبز بپیوندید :

https://secure-kaleme.com/hasr/

جناب آقای دکتر حسن روحانی

رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران و رئیس شورای عالی امنیت ملی

با سلام و احترام

امضاکنندگان این نامه با تاکید بر ضرورت رعایت قانون، عدالت و حقوق آحاد شهروندان و با حمایت از مجموعه برنامه های آن مقام محترم در تضمین این حقوق که به خصوص در ایام تبلیغات انتخاباتی مطرح شد، تقاضا دارند تا نسبت به انجام یکی از وعده های خود مبنی بر رفع حصر خانم زهرا رهنورد و آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی هرچه سریعتر اقدام لازم مبذول گردد.

جنابعالی مستحضرید که حدود سه سال از حصر این شخصیت ها که سابقه ای درخشان در حمایت از حقوق مردم و آرمان های انقلاب اسلامی و خدمت به نظام را در پیشینه خود دارند، می گذرد. با کمال تاسف این اقدام غیر قانونی که تاثیرات روانی منفی و عمیقی بر روی بخش بزرگی از جامعه گذاشته و تصویر کشورمان را در منظر جهانیان مخدوش ساخته، به یکی از موانع تحقق بیش از پیش همبستگی ملی و عبور از موانع فراوان پیش رو برای فردایی بهتر تبدیل شده است. بر این اساس معتقدیم که تداوم این روندِ مخالفِ منافع ملی و غیر عادلانه در زمانی که مردم به دولت جنابعالی امید بسته‌اند، نه تنها با تدبیر ناسازگار، که امیدسوز است.

امیدواریم در اسرع وقت نسبت به تحقق این مطالبه که همسو با وعده های دولت محترم است اقدام راهگشایی صورت گرفته تا نتایج مثبت آن در خدمت توسعه کشور و افزایش امید، نشاط و همبستگی ملی درآید.

با آرزوی توفیق الهی
بهمن ۱۳۹۲

۱۳۹۲ دی ۱۱, چهارشنبه

تا چه زمان می خواهند در توجیه اشتباه 22 خرداد 88 باز هم اشتباه کنند ؟!!!!
جنایات صورت گرفته در عاشورای 88 توسط متقلبان ، لکه ننگی بر پیشانی اقتدارگرایان ، و نهم دی ، بسان عذر بدتر ازگناهی است ، که این لکه ی ننگ را نه تنها پاک ننمود ، بلکه آبروی نداشته ی آنان را در منجلاب رسوائی قهقرائی تر نمود .
راهپیمائی ی نهم دی ، لشکر کشی سازماندهی شده ای از سراسر کشور به تهران بود که همانند نمازجمعه هایی که به امامت رهبری برگزار می شود و نیز استقبال از سفرهای استانی وی و احمدی نژاد ، با وعده دادن امکانات و حق ماموریت و پول و نیز تامین غذای طول سفر ، با جمع آوری افراد از اقصی نقاط کشور به تهران ، صورت گرفت .
شرکت کننده ای در این مراسم از هویزه اظهار می داشت : به ما قول دادند پس از اتمام سفر به هر نفر پنجاه هزار تومان بدهند ، اما این پول به ما نرسید
و ......
سخنران بی بهره از ادب و شعور این مراسم ، میلیون ها ایرانی بیدار و فهیم را بزغاله و گوساله خواند ، هم چون نامزد در حقیقت باخته در دل مردم ، که جمعیت میلیونی معترضان به نتائج انتخابات را " خس و خاشاک " نامیده بود .
جالب آن که دست تقدیر الهی ، حاصل این همه تقلب و جنایت و .... را با طغیان دولتمرد بی ادب در برابر آمران ، به کام آنان تلخ نمود ، تا نه تنها بهره ای از این همه ناجوانمردی نبرند بلکه امروز خود بر فساد و بی لیاقتی او اذعان نمایند .
امروز آنان سخنانی در مورد دولتمرد بی ادب و فاسد و بی لیاقت بر زبان می رانند که در سال 88 مهندس موسوی و مهدی کروبی بارها بدان ها هشدار داده بودند ، اما چون اراده ی آن روز آنان بر اعلام پیروزی دولتمرد نالایق بود تا به خیال خامشان ، منویات آنان ، توسط او به سر منزل مقصود رسد ، و نه تنها چنین نشد بلکه با طغیان او در برابر آنان همراه شد ،و لا جرم تقلب و کشتار و جنایت و زندانی نمودن صدها بی گناه و..... را برای رسیدن به مقصود مجاز دانستند .
سخنان امروز آنان در مورد دولتمرد نالایق ، تکرار سخنان موسوی و کروبی در مورد او در سال 88 است .
اما
وقاحت
گستاخی
خدانشناسی
و....
آنان ، مانع از آن است که فقط یک کلمه بگویند :
ما تقلب کردیم
و اشتباه کردیم
و به جای عذر خواهی از ملت ، تاوان این اشتباه بزرگ خود را با تکرار اشتباهاتی جدید چون بزرگداشت سالگرد نه دی و انتشار دائرة المعارف فتنه !!!!!! با هزینه میلیاردی ، پس می دهند .
تا چه زمان می خواهند در توجیه اشتباه 22 خرداد 88 ، باز هم اشتباه کنند ؟!